خرید بک لینک
جوانان بنی هاشم بیائید علی را بر در خیمه رسانید الا ای شیر میدانم علی جان الا آرامش جانم علی جان بگو بابا اذان وقت نماز است بگو که لحظه ی راز ونیاز است علی ِ خوش قد وبالا کجایی چرا بابا به نزدم تو نیایی بیا ای شبه پیغمبر برمن بیا ای مونس وای یاور من خرامان رفتی وخاموش گشتی به تیر ونیزه هم آغوش گشتی خبر بر اُم لیلا چون رسانید برای لحظه ای نزدش بمانید ببین بابا شده عمه پریشان چه گویم من علی با جمله خویشان بااقتباس از شعر قدیمی شعر:اصغراسلامی مشکنانی http://moshkenaniha.blogfa.com

برچسب: نویسنده: علی پورعلی تاريخ: جمعه 30 مهر 1395 ساعت: 10:56

گدا زاده وپادشاه گدا زاده ای روبه شاهی نمود بگفتا کنم دربرت من سجود به یک عمرنزدت شوم من غلام برایت کنم نوکری را تمام خلاصه تملق نمودش زیاد که بردش دمی جایگاهش ز یاد زمان رفت وشاهنشهان جان سپرد امور حکومت به نوکر سپرد زمام امورش چو از دست داد بزرگی ومکنت هم از دست داد گدا زاده برتخت شاهی نشست عنان حکومت درآن دم شکست چنان ظلم بر مردمانش نمود که ظالم درآن عصرچون او نبود شب و روزِ مردم سیه کرد وتار کمرها شکست جمله در زیر بار همه عقده هایش چنین وا نمود که سرسبزی مُلک،صحرا نمود به روزی نشستند مردم دمی که چاره کنند دردها را کمی چنین گفت پیری، شه بی وفا گدا

برچسب: نویسنده: علی پورعلی تاريخ: جمعه 30 مهر 1395 ساعت: 10:54

روضه ی شب نهم محرم . شب تاسوعاروضه علمدار کربلا که سلام خداوند بر او باد......... اگر خیمه دار الذکر است.و اگر مداح ذاکر استو اگر ذکر قرآن است (نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون)بگذار تا روضه ی علمدار هم بوی قرآن دهد.در آیه 249 سوره ی بقره آمده است .چون سپاه طالوت برای جهاد بیرون از شهر شد به نهری رسیدند و طالوت گفت....فمن شرب منه فلیس منی.....آنکه از این آب بنوشد از من نیست.روضه نادم اینست سپاهیان طالوت را گفتند آب ننوشید و نوشیدند الا تعداد کمی ای پسر ام البنین تو که بودی که مولایت تو را نگفت از آب ننوش اما ننوشیدی. ........نقش اطیعوااله.............. آسمان محو تماشای علمدا

برچسب: شومان نوشته حسین احمدی,دانلود کتاب شومان نوشته حسین احمدی, نویسنده: علی پورعلی تاريخ: سه شنبه 20 مهر 1395 ساعت: 1:19

ای عندلیبان گلشن خراب است آهسته نالید اصغر به خواب است از داغ اصغر ، دلخون رباب است لای لایی از سفر برگشته رودم شیر از پیکان کافر خورده رودم * گهواره خالی ، اصغر نا پیداست یاران چه سازم رودم نه اینجاست در باغ رضوان در نزد زهراست لای لایی از سفر برگشته رودم شیر از پیکان کافر خورده رودم * اهل مدینه یکسر بیایید ما بی کسان را یاری نمایید خاک مصیبت بر سر نمایید لای لایی از سفر برگشته رودم شیر از پیکان کافر خورده رودم * یاران ز غربت ، زینب رسیده ضلم و ستمها بسیاری دیده بار مصیبت قدش خمیده لای لایی از سفر برگشته رودم شیر از پیکان کافر خ

برچسب: نویسنده: علی پورعلی تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 13:13

لب تر كن از پياله ي كوثر توهم برو برخيز علي اصغر خيبر تو هم برو از صبح گريه كردي و دل شوره داشتي ديدي رسيد نوبتت اخر توهم برو شش ماه ميشود به تو من خو گرفته ام باشد، عصاي پيري مادر توهم برو فكر دل شكسته ي عمه نمي كني؟ كم بود داغ قاسم و اكبر؟ تو هم برو هر شعبه ي سه شعبه براي تو نيزه ايست در بزم تيرو نيزه و خنجر توهم برو بعد از عموت ماندت اصلا ً صلاح نيست او رفت پيش ساقي كوثر توهم برو تا خيمه ها هنوز به غارت نرفته است قبل از شروع معركه بهتر.... تو هم برو شاعر سید جواد پرئی http://moshkenanih.blogfa.com

برچسب: نویسنده: علی پورعلی تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 13:13

تو رفتی مادرت حیران شد ای وای تمام خیمه ها ویران شد ای وای مگر تیرسه شعبه خنجری بود سرت بر پوست آویزان شد ای وای ** اگر بستند راه چاره ات را به خون شستند حلق پاره ات را تسلای دل مادرنموند شکستند عاقبت گهواره ات را ** نمودی بر پدر یاری عزیزم از او کردی طرفداری عزیزم الهی مادرت دورت بگردد چه قبرکوچکی داری عزیزم ** غمت برسینه بردل نیشتر بود جگر ازدل دل ازاو ریشتر بود عزیزم با که گویم این مصیبت قد تیر از قد تو بیشتر بود http://moshkenanih.blogfa.com

برچسب: شاعر گمنام,شاعر گمنام ایرانی,افسانه شاعر گمنام,حسین شاعر گمنام اصفهانی,گزيده افسانه شاعر گمنام,شاعر های گمنام,شعر شاعر گمنام,اشعار شاعر گمنام,زندگینامه شاعر گمنام,شاعر معتادان گمنام, نویسنده: علی پورعلی تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 13:13

گهواره خالی می شود با رفتن تو دیگر نمانده فرصتی تا رفتن تو حتی خدا با رفتنت راضی نمی شد عیسای من قربان بالا رفتن تو هر چیز را هر رفتن نا ممکنی را می شد که باور کرد الا رفتن تو وقتی گناهی سر نمی زد از گلویت یعنی چرا یعنی معما رفتن تو ای کاش می بردی مرا با چشمهایت یا اینکه می افتاد فردار رفتن تو وقتی که پا در عرصه حق می گذاری فرقی ندارد آمدن یا رفتن تو شعر:علی اکبرلطیفیان http://moshkenaniha.blogfa.com

برچسب: شعر علی اکبر لطیفیان,شعر علی اکبر لطیفیان درباره امام رضا,شعر علی اکبر لطیفیان امام زمان,شعر علی اکبر لطیفیان امام حسین,شعر علی اکبر لطیفیان ولادت امام حسین,شعر علی اکبر لطیفیان فاطمیه,شعر علی اکبر لطیفیان اربعین,شعر علي اكبر لطيفيان,اشعار علی اکبر لطیفیان امام حسین,اشعار علی اکبر لطیفیان ولادت امام حسین, نویسنده: علی پورعلی تاريخ: شنبه 17 مهر 1395 ساعت: 13:13

نوحه درماتم شهیدان *ای شیعیان بگریید چون ذوالجناح شتابان*آید ز سمت میدان ای شیعیان بگریید باریده روی یاران*سرنیزه همچو باران ای شیعیان بگریید برجسم نیمه عریان*رها دراین بیابان ای شیعیان بگریید گریان همه یتیمان*شد خیمه ها چو ویران ای شیعیان بگریید دشمن چه شاد وخندان*تاکی شودپشیمان ای شیعیان بگریید گشته چو در بیابان*سرها به نیزه تابان ای شیعیان بگریید زینب غریب و حیران*رقیه گشته گریان ای شیعیان بگریید آن کوفیان نادان*زخمی زدند براین جان ای شیعیان بگریید زهرا شده پریشان*ازداغ جمله یاران ای شیعیان بگریید مولاعلی که نالان*گشته ز هجر جانان ای شیعیا

برچسب: نویسنده: علی پورعلی تاريخ: سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت: 7:56

روضه ی ورودیهروضه ی شب دوم محرم.........کاروان روز دوم صادقانه وارد نینوا میشود.نوشته اند مرکب ثارا.... قدم از قدم برنمیدارد.خیمه ها علم میشوند.مردان بنی هاشم کودکان را از ناقه ها پیاده میکنند.و نه روز دیگر همان کاروان صادقانه نینوا را ترک میکند.و اگر سند این صداقت خواهید خواهم گفت.پاره ای از اوراقش بر زمین افتاده.و پاره ای از اوراقش بر فراز نیزه هاست.و گویا بر ورقی از آن نوشته اند. ..رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق...... ........اینجا نینواست............ شاه صدقی را که بر قامت کفن از بوریاستدر جوانمردی ببین استاد صدها پوریاست نی به دل دارد نوائی جانگداز و دلخراشم

برچسب: نویسنده: علی پورعلی تاريخ: دوشنبه 12 مهر 1395 ساعت: 18:01

در ماتم شهیدان ای شیعیان بگریید زینب اندر بیابان رقیه گشته گریان ای شیعیان بگریید زهرا شده پریشان ازداغ جمله یاران ای شیعیان بگریید جن و ملک در افغان باشند همیشه گریان ای شیعیان بگریید عرش خدای رحمان لرزان ز داغ خوبان ای شیعیان بگریید التماس دعا شعر:اصغراسلامی مشکنانی http://moshkenaniha.blogfa.com

برچسب: نخل دم اسبی, نویسنده: علی پورعلی تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 9:58

امسال محرم آمد ودرهیئت جای گلهایی خالیست که بودنشان طراوت خاصی رابه عزاداران میداد. جای عزیزانی که باتمام وجود وعاشقانه خدمت رسانی عزادان حسینی را بعهده داشتند. نمیدانم امسال چه کسی صدای طبل را در می آورد . صبح عاشورا ،کسی هست که صبحانه عزاداران امام حسین (ع)را مهیا کند وسقای نوای نینوا باشد. امسال نمیدانم درفقدان بزرگ خاندانم درِ خانه کدامین عزیزان رابزنم ودعوت کنم برای دادن غذای نذری. عزیزانی که به صورت مخفی وعلنی خدمت رسان عزاداران بودند. پذیرائی سید حبیب زبانزد بود وطبل زدن سید حسن بیاد ماندنی کمکهای مخفیانی حاج عباسقلی هم هنوز مخفی مانده. و

برچسب: نویسنده: علی پورعلی تاريخ: يکشنبه 11 مهر 1395 ساعت: 9:58

به یاد عموی پنهان شده از نظرم یاد باد ... چقدر سخت است بین بودن ونبودنت نه تحمل فراغت را دارم ونه امید دیدنت وقتی سراغت را از نسیم صبحگاهی میگیرم زمزمه اش نوید بودنت را می دهد ولی غروب راکه نظاره گر می شوم ندای رفتنت را سرمیدهد مانده ام بین بودن ونبودنت برگ برگ زندگیم راکه ورق میزنم نشانت مانده ویادت،اما چه سود ... چه سود که حالا محتاج دیدارت شدم ونیستی تا به پاس بودنت روشنی چشمانم را نثارت کنم.اما یادت همچنان با من است ای بهترینم. نوشته: اصغراسلامی مُشکنانی ایمیل:[email protected] وبلاگ مُشکنانیها:http://moshkenanih.blogfa.com (مُشکنان) 90 کیلومتری اصفهان -

برچسب: نویسنده: علی پورعلی تاريخ: چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت: 13:27

دلم اندازه ی عشق تو جا داشتزبونم بی زبون بود و حیا داشت تو که راز تو و چشمامو نخوندیچه خوب می شد اگه بغضم صدا داشت تو و تقدیرم دوتا چشم سیا بودکه غیر از من هزارتا مبتلا داشت تو چشماتو رو من بستی و رفتینفهمیدی که عشقم ماجرا داشت تو اما عشقمو باور نکردی دلم بیچاره عمری ادعا داشت شاید حکم قضا و دست تقدیرمنو به حسرت چشم تو وا داشت دیگه با تار و پودای خیالیتموم بافته هام رنگ عزا داشت به غیر از من هزارتا دلشکستهکه هریک باور عشق تورا داشت هزارتا مثل من مجنون و شیدامیون کوچه های شب رها داشت هزارتا خسته ی سر درگریبونهزارتا سینه ی ماتم سرا داشت

برچسب: نویسنده: علی پورعلی تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 23:29

دمساز باش گرچه می سوزم ولی با سوز قلبم ساز باش با لبان پر ز شکوه تو دمی دمساز باش روزگارم گرچه تلخ است و ندارم من امید مرحم درد دلم باش وتو هم همراز باش آشیانم گشته خالی و همه غرق سکوت بهر این ظلمت بیا و چلچراغم باز باش نیست دیگر در برم یاری وتنها مانده ام ای مه زیبا رخم تو دلبری طناز باش بزم شعرم را صفایی ده بیا یکدم برم من خریدار توام تو گرمی آواز باش گوشه یِ ویرانه قلبم همیشه یاد توست بهر قلبم تو بیا و نقطه آغاز باش مُشکنانی مانده در غربت بدون هم نفس بهر دیدارش بیا و همچو یک سرباز باش شعر: اصغراسلامی مُشکنانی ایمیل:[email protected] وبل

برچسب: نویسنده: علی پورعلی تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 23:29

الهی ذکر اکبرت که همان تبیان(قران) است. و ذکر کبیرت که همان عترت است. اولی سبوئی است پر از باده ی طهورا و دومی ساقی این باده است. آری چنان باده باید از دست چنین ساقی گرفت. ..........خمره و ساقی......... یک طرف خمره ی ذکر است عجب ربانیچار و ده ساقی می سمت دگر روحانی از چنین خمره و این باده و این میخانههر کسی می نزند کی شودش رحمانی ساقیش گفت مرا دوش ز ما باده ببرگر تو را میل بود تا که شوی عرفانی آنکه سر کرد به خم پشت به ساقی بنمودسرخوشی میکند اما به خدا نفسانی اهل ذکری که نوشتند به مصحف, ساقی استسخنم ساده بود چیست چنین حیرانی رسم مردی نبود پشت کنم بر ساقیچون

برچسب: نویسنده: علی پورعلی تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 13:34

صفحه بندی